
به حول قوه الهی و در ایام مبارک رجب المرجب اولین جلسه از سلسله جلسات اخلاق با محوریت یکی از متون ناب اخلاقی با حضور جناب حجه الاسلام افشین فر چهارشنبه اول خرداد ساعت 18در مسجد انقلاب بجنورد با شرکت خواهران و برادران تشنه معارق ناب اسلامی برگزار خواهد شد.

|
دوشنبه 24/2/92 شهادت امام هادی علیه السلام محمد علی آبادی ، احسان ایمانی دوشنبه 30/2/92 میلاد امام جواد و حضرت علی اصغر علیهم السلام سید محمد احمدی، احمد قارداش پور دوشنبه 6/3/92 احسان نعیمی ،سید محمود نظم بجنوردی دوشنبه 13/3/92 مرتضی خدادادی ، حمید نظریان سه شنبه 14/3/92 شهادت امام کاظم علیه السلام جواد امانی ، هادی فیروزه، حسین زعفرانلویی دوشنبه 20/3/92 سعیدکوهستانی،ابراهیم بیدی پنجشنبه 23/3/92 میلاد سه نور محمد کاظمی ، سید حمید نظم بجنوردی دوشنبه 27/3/92 مهدی محمد زاده ، رضا بازخانه،قربان علی آبادی دوشنبه 3/4/92 میلاد امام زمان علیه السلام گل حسین حمیدی ، سید محمد احمدی دو شنبه 10/4/92 مجید اکبرپور،بهمن باقریان ، جواد حامی دوشنبه 17/4/92 مجید نیکدل ،امین عربشاهی ،حسین زعفرانلو |



با عطر تو گل شوق شکفتن دارد
سرمستی و میل از تو گفتن دارد
ای باقر علم نبوی در شب عید
این دل هوس مدینه رفتن دارد
به قلم سید یحیی هاشمی نژاد
بچه های هیئت "حسین جان" و بچه مسجدی ها ی بجنورد قبل از سفر مقام معظم رهبری به خراسان شمالی،دور هم جمع شدند و ستادی مردمی رو برای استقبال تاریخی از رهبر انقلاب تشکیل دادند .
با حد اقل امکانات هر کاری که از دستشان بر می اومد انجام می دادند و اما خستگی نداشتند چون اهل صفا و صمیمیت بودند و قرار نبود اضافه کاری بگیرند ، ساعت کاری داشته باشند ، از کسی دستور بگیرند و به کسی دستور بدهند و ...
هیاتی بودند و کار ها رو پیش می بردند و براشون فرقی نداشت که بنر بزنند ، مطلب بنویسند ، سپند دود کنند ، بروشور پرینت بگیرند و ...
در زیر خاطراتی از روز های به یاد ماندنی قبل از سفر رو بخوانید .
سیگار صد تومانی
یکی از بچه های پر کار ستاد مردمی بود و بعضی از شب ها گاه تا ساعت 4 صبح برای نصب بنر ها کمک می کرد .
یک دستگاه وانت رو هم صاحب شده بود و بالاش بلند گو و پرچم نصب کرده بود که هر جا می رفت صدای سرود هایی مناسب ایام هم پخش می شد ." مستان سلامت می کنن ،جان را نثارت می کنن .... "
هر وقت از کار کردن خسته می شد می نشست و کاغذی رو لوله می کرد و به شکل سیگار روی لب هاش می گذاشت به طوری که تصور می شد داره سیگار می کشه .
یکی از شب ها حتی ساعاتی بعد از نیمه شب که مشغول کار و نصب بنر بودند اسکناس صد تومانی رو به شکل سیگار در آورده و شروع به کشیدن می کند .
در خلوت اون موقع خیابان ها، مسافری که ظاهرا سرباز بوده به اونا نزدیک شده و درخواست سیگار می کند.
در جوابش میگه صد تومنیه.
طرف فکر می کند که قیمت سیگار رو میگه و دوباره تکرار می کنه و میگه باشه اشکال نداره و اسکناس صد تومانی از جیبش در آورده و میگه لطفا یک نخ سیگار بدهید .
اون که می بینه طرف به اشتباه افتاده سیگارش رو باز می کنه و میگه آقا سیگار نیست اسکناس صد تومنیه، شما هم اسکناست را لوله کن و بکش .
طرف می خنده و معذرت خواهی می کنه و میره .
یک ادعای عجیب
آخر شب بود و بچه ها در حسینیه دور هم جمع شده بودند و کارهای انجام شده را مرور می کردند .
هر کسی کارهایی را که انجام داده، گزارش می کرد .
یکی از بچه ها ساکت نشسته بود و هیچی نمی گفت .
ازش پرسیدند شما امروز چکار کردید ؟ واو که به نظر می رسید کارهاش را دیگران در گزارش هایشان طرح کرده بودند ، گفت :
من هماهنگی های سفر آقا را انجام دادم .
این ادعای او در پایان شب همه را با خنده ای که خستگی را از تن می زدود روانه منازلشان کرد .
و بقیه اش ...؟
علیرضا هر از گاهی احساساتی می شد و می خواست تا مکنونات قلبی خودش را بروز بدهد اما به نظر می رسید که در بیان آنها خیلی موفق نبود .
شب قبل از سفر رهبر معظم انقلاب ، بعد از نور افشانی در میدان شهید که جمعیت زیادی هم جمع شده بودند ، علیرضا بلندگوی نصب شده روی ماشین را روشن کردو با شور و حرارت خاصی که مشابه آن را در زمان دفاع مقدس می دیدیم گفت : اجبار نیست اصرار نیست ، ماشین در ترافیک حاشیه میدان شهید بجنورد به کندی در حال حرکت بود .
مکرر تکرار می کرد که اجبار نیست ، اصرار نیست ، به نظرم علیرضا می خواست شعری را بخواندکه ابتداش اینجوری شروع می شد اما گویا ... گویا بقیه اش را فراموش کرده بود و ....
مسئول جمع آوری نامه های مردمی
روز استقبال از مقام معظم رهبری مسیر عبور ماشین حامل معظم له با نرده و حصار مسدود شده بود و مردم پشت نرده ها بودند و اجازه نداشتند وارد مسیر شوند اما با وجود این موانع مسیر استقبال پر از جمعیتی شده بود که برای ابراز اردت ماشین حامل رهبری را همراهی می کردند .
علیرضا هم یکی از کسانی بود که از نرده ها گذشته و وارد مسیر شده بود اما گیر نیرو های انتظامات مسیر افتاده بود و آنها اصرار می کردند که بین جمعیت برگردد و از مسیر اتومبیل ها خارج شود .
علیرضا هر بهانه ای آورد کارساز نبود که یک دفعه شروع کرد به داد زدن که "هر کی نامه داره بده" و وانمود کرد که مسئول جمع آوری نامه هاست البته این کار را هم انجام داد و نامه های مردم را می گرفت و تحویل یکی از خود رو ها می داد اما بهانه اش برای ماندن در مسیر جور شد.
علیرضا گویا خودش هم باورش شده بود که در قبال نامه های مردمی مسئولیت دارد چون حتی یک روز بعد از سفر رهبری هم زمانیکه سامانه دریافت نامه ها بسته شده بود اما مردم از روستا ها و جاهای دور همچنان نامه به دست جلوی استانداری بودند ، علیرضا را دیدیم که آنها را تحویل می گرفت و می گفت حتی اگه در بجنورد هم نامه ها را تحویل نگیرند من خودم اینها را می برم تهران و به نهاد مقام معظم رهبری تحویل می دهم .
بازداشت عمو تقی
بچه های ستاد او را عمو تقی صدا می کردند . حلال همه مشکلات بود و با هر آنچه که داشت برای انجام مقدمات سفر می کوشید .
عمو تقی کار گر های کارگاه شخصی خود ش را هم برای کمک بسیج کرده بود و دستگاه بالابر و ماشین شخصی خودش را هم در اختیار ستاد گذاشته بود .
همه اینها به عشق رهبری میسر بود و بس .
واما اگر بگذریم از اینکه کارت های ملاقات را از کجا پیدا می کرد و در همه جلسات مقام معظم رهبری در استان حضور داشت ، کنترل او توسط نیرو های نهاد در زمان حضور رهبری در مزار شهدای بجنورد در محل معصوم زاده قابل توجه و شنیدنی است .
جمعی از مردم شبهای متوالی در محل معصوم زاده ، به عشق دیدار رهبری از نزدیک حاضر می شدند.
اما برنامه ریزی های نهاد به گونه ای بوده که حضور رهبری در خلوت ترین زمان صورت گیرد و ظاهرا پس از اینکه چندین بار برنامه ها کنسل شده بود و مردم هم از دیدار رهبری در این مکان نا امید شده بودند ، بالاخره رهبری در عصر روز آخر سفر در مزار شهدای بجنورد حضور پیدا می کنند و اما عمو تقی و جمعی از مردم همچنان در معصوم زاده منتظر بودند .
بچه های نهاد که مطئن بودند وجود عمو تقی با آن همه اشتیاق برای زیارت رهبری ممکن است در برنامه خلل وارد کند ، لحظاتی قبل ، او را به اسم صدا می زنند و قدم زنان به سمت اتومبیل برده و سوار می شوند.
عمو تقی که فکر نمی کرد این رفتار نقشه برای مهار او باشد متوجه می شود که رهبری وارد محوطه معصوم زاه شده اند .
همراهان او می گفتند عمو تقی داخل اتومبیل به دام افتاده بود و مثل پرنده در قفس بال بال می زد اما تلاش او بی نتیجه بود.


آن نور همیشه منجلی فاطمه است
سرّ ابدی و ازلی فاطمه است
آن گل که به آفاق دهد بوی بهشت
زهرای محمد و علی فاطمه است

قدم اگر خمید، فدای سر حسین
جانم به لب رسید، فدای سر حسین
ام البنین سابق این شهر عاقبت
شد مادر شهید، فدای سر حسین

|
üدوشنبه 19/1/92 احسان نعیمی ، سید محمود نظم بجنوردی ü پنجشنبه 22/1/92 (ایام فاطمیه) مهدی محمد زاده ، رضا بازخانه،گل حسین حمیدی üجمعه 23/1/92 (ایام فاطمیه) مرتضی خدادادی ، حمید نظریان،سید رضا گوهری üشنبه 24/1/92 (ایام فاطمیه) فرهاد ارغند ، سیدمحمد احمدی ،قربان علی آبادی üیکشنبه 25/1/92 (ایام فاطمیه) مجید نیکدل ، امین عربشاهی،حسین زعفرانلو üدوشنبه 26/1/92 (ایام فاطمیه) محمد کاظمی ،سید حمید نظم بجنوردی üدوشنبه 2/2/92 جواد امانی ، هادی فیروزه، حسین زعفرانلویی üچهارشنبه 4/2/92 رحلت حضرت ام البنین سعید کوهستانی ، احسان ایمانی üدوشنبه 9/2/92 مجید اکبرپور، بهمن باقریان ، جواد حامی üچهارشنبه 11/2/92 میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها وحید مه آور ، سالار رازقی üدوشنبه 16/2/92 احمد قارداش پور ، محمد علی آبادی،مصطفی ایزانلو üشنبه 21/2/92 میلاد امام باقر علیه السلام رضا ارغند ، سید وحید احمدی |
حاج مرتضای ما صدو پنجاه سالی هست که میهمانداری میکند.میهمانانی که عطر یاس و بوی سیب میدهند.ولی میهمان این فاطمیه،حسابی دل حاجی را شاد کرد.

قصه،قصهی یک حسینیه صد و پنجاه ساله است و یک میهمان 19 ساله.نام میهمان چه بود؟...
یادم...نه یادم نرفته.نامش را نمیدانم.هیچ کس نمیداند.فقط میدانم روی پیشانی اش نوشته بودند: شهید گمنام .
شب شهادت صدیقه رسول(ص)،میهمان گمنام حاج مرتضی هم برای آمدن به این کوچهی غریب دل دل میکرد...
گفتم کوچه.دلم رفت بقیع.بچه های هیئت ما میدانند راز این کوچه ورودی حسینه چیست.در و دیوار و مسمار و...

حتماً این گمنام 19 ساله هم آمده بود تا همین روضه مجسم را ببیند.
ساعت چند دقیقه ای از نیمه شب گذشته بود.مراسم کم کم داشت تمام می شد و روضه عاشورای زهرا هم تمام.ولی انگار باید برای آمدن میهمانمان اتفاقی می افتاد.
بچه ها هیچ حواستان هست در این چند سال،برق حسینه حاج مرتضی نرفته بود؟اتصالی کجا بود؟برق هم تا حالا خداحافظی نکرده بود..
برق رفت و چند لحظه همه مات برق شدیم.اما ما چه میدانستیم که این برق رفتن هم یکی از معادلات همان بانویی است که روزی ما را میدهد.چه میدانستیم که روزی ما همین میهمان 19 سالهی حاج مرتضی است؟
حالا همهی خط موبایل ها یک شماره را بلد بودند.شماره حاجی جلال دوست.حاجی هم عجب با مرام بود.خبر داد میهمانتان در راه است...
و چند لحظه بعد حاج مرتضی و نوه های شهیدش شاید هم امام زمان و مادر پهلو شکسته اش،کنار همان در،همان دیوار،دست روی سر،سلام گوی میهمان گمنام 19 ساله شدند.

چه عاشورایی شد حسینه حاج مرتضی...
نمیدانم مُزد کدام کارمان را گرفتیم؟ اصلا ما که مُزد نمی خواستیم.

ما که پای این سفره بیشتر از حقمان برداشته بودیم.این مُزد ما نبود.مزد سالها روضه خوانی این حسینیه قدیمی بود.و مُزد میهمانداری حاج مرتضی ولی زاده.
وقتی بچه ها از روی تابوت دل نمیکندند،دلم پرواز کرد تا مدینه.یادم آمدحاج عباس قمی در منتهی الامال نوشته بود،حَسَنین از تابوت مادر دل نمی کندند،ملائک آسمان عاشورایی شدند.ندا رسید یا علی!نزدیک است عرش خدا به لرزه در آید.این اطفال را از پیکر مادر بلند کن...


مراسم سوگواری و عزاداری ایام شهادت حضرت فاطمةالزهرا سلاماللهعلیها امسال نیز طبق روال همه ساله توسط خادمان هیئت حسین جان به مدت پنج شب برگزار میشود.
این مراسم از شب اول تا شب پنجم جمادی الثانی برابر با پنجشنبه ۹۲/۰۱/۲۲ تا دوشنبه ۹۲/۰۱/۲۶ از ساعت 21 در حسینیه مرحوم حاج مرتضی ولیزاده واقع در حد فاصل میدان شهید و چهارراه مخابرات ،کوچه گرمه ای برپا خواهد بود.
از عموم مردم عزیز و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام دعوت میشود تا در این مراسم شركت فرمایند.
برنامه مراسمات به شرح زیر است:
|
ایام مراسم |
مداح پیش از منبر |
سخنران |
عزاداری |
|
شب اول |
زیارت عاشورا برادر سعید رمضانی |
حجتالاسلام افشین فر |
برادران : ایزی ، سلطانی ،قنبری |
|
شب دوم |
زیارت عاشورا برادر علی سعیدی |
حجتالاسلام افشین فر |
برادران : ایزی ، سلطانی ،قنبری |
|
شب سوم |
زیارت عاشورا برادر علی سعیدی |
حجتالاسلام افشین فر |
برادران : علی نیا سلطانی،قنبری |
|
شب چهارم |
زیارت عاشورا برادر سعید رمضانی |
حجتالاسلام افشین فر |
برادران : علی نیا سلطانی،قنبری |
|
شب پنجم |
زیارت عاشورا برادر علی سعیدی |
حجتالاسلام افشین فر |
کربلایی سید جواد گوهری ، احمد سلطانی |

خانه امیرالمومنین و فاطمه زهرا (علیهما السلام) تنها خانه ای بوده است که یک درب به داخل مسجد النبی (ص) و یک درب به بیرون داشت.(و سدّ الابواب الّا بابه)
این خانه چند بار مورد تعدّی و حرمت شکنی قرار گرفت. اولین مرتبه در موقع اخذ بیعت برای خلافت خلیفه اول و برای تثبیت موقعیت او این خانه مورد هجوم واقع شده و به آتش کشیده شد ( اللهم العن اول الظالم ظلم حق محمد و آل محمد ). مسعودی در " اثبات الوصیة" ص 123 گوید: فهجموا علیه و اُحرقوا بابه.
آتش زده شدن خانه حضرت فاطمه (س) چنان معروف و مشهور بوده که وقتی عبدالله بن زبیر بر شهر مکه مسلط گردید اعلام کرد هرکس با من بیعت ننماید خانه او را آتش می زنم آنگونه که خانه فاطمه را آتش زدند و سپس حسن بن محمد بن حنفیه که بیعت ننموده بود را دستگیر و زندانی کرد و خانه او را آتش زد، و بنی هاشم را در شعب جمع کرده و می خواست آنها را زنده زنده در آتش بسوزاند.(مروج الذهب، ج 3، ص 77) . اینهم یک نوعی آزادی و دموکراسی است که اول بر حکومت مسلط شوند و سپس شروع به بیعت گرفتن کرده و هرکس مخالف باشد باید خانه او را آتش زده و اهل خانه نیز در آتش سوزانده شوند. در شهر مدینه تمام مردم انصار- که اکثریت شهر بودند- و بخش عمده ای از مهاجر طرفدار حضرت علی (ع) بودند. اینان که اکثریت را تشکیل می دادند مخالف بیعت با خلیفه اول بودند. و چون حکومت آنان مشروعیت الهی نداشت سعی کردند مشروعیت مردمی را با تهدید و تطمیع دست و پا کنند.
کسی که بعداً خودش خیلفه شد به درب منزل حضرت علی (ع) آمد - در حالیکه حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) و طلحه و زبیر و عده ای از بزرگان قبایل مهاجر و انصار داخل منزل بودند و از بیعت خود داری می کردند- و گفت: یا برای بیعت با ابوبکر بیرون می آیید و یا آنکه خانه را با اهل آن به آتش می کشم. زبیر شمشیر خود را برهنه کرد، و از منزل بیرون آمد ولی مهاجمان به خانه، او را سنگ باران کرده و سپس او را دستگیر کردند(تاریخ طبری، ج 2، ص 443) و البته عبدالملک مروان این خانه را تخریب نمود.(مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 211)
و اینگونه مخالفان را سرکوب کردند. آنانکه طرفدار مشروعیت الهی و خواهان اجرای دستورات رسول خدا(ص) بودند مورد تهدید و آتش زده شدن خانه و فرزندان شدند و نوع جدیدی از دموکراسی پایه ریزی شد که امروزه نیز شبیه آن در کشور بحرین و عربستان مشاهده می شود.
اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س)
1- ابوبکر. وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف می نمود، بنابراین معلوم می شود به دستور او انجام شده است. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 51).
2- عمربن خطاب(تاریخ طبری، ج 2، ص 433 و کنزالعمال ج 5، ص 651).
3- اسید بن حضیر ( الامامة و السیاسه ج 1، ص 11) نام وی را برخی اسید بن حصین گفته اند، (احقاق الحق، ج 2، ص 370).
4- سلمة بن سلامة(شرح نهج البلاغه، ج 6 ، ص 47)
5- ثابت بن قیس خزرجی(همان مدرک)
6- خالد بن ولید(همان مدرک).
7- محمد بن مسلمة(همان مدرک، ص 48).
8- بشیر بن سعد(احتجاج، ج 1، ص 414 و اختصاص مفید، ص 185).
9- مغیرة بن شعبه (همان مدرک).
10- ابوعبیدة بن جراح(اختصاص مفید، ص 185)
11- سالم مولی ابی حذیفه(همان مدرک)
12- معاذ بن جبل (الوافی بالوفیات، ج 6 ص 17. ملل و نحل، ج 1 ص 5. الامامة و السیاسة، ج 1 ص 12).
13- قنفذ (همان مدرک)
14- عثمان(اختصاص مفید، ص 184 و 187)
15- عبدالرحمن بن عوف(شرح نهج البلاغه، ج 6 ، ص 68. البدایه و النهایه، ج 5 ، ص 250. سیر اعلام النبلاء ، ص 26)
16- زیاد بن لبید(شرح نهج البلاغه، ج 6 ، ص 68)
17- معاویه بن ابی سفیان(وقعه صفین ، ص 163)
18- عمروبن عاص (همان مدرک).
19- زید بن اسلم( احقاق الحق، ج 2 ، ص 370).
اینان کسانی هستند که نام خود را بر پیشانی تاریخ به عنوان" مهاجمان و آتش زنندگان به خانه وحی" ثبت کردند.
و اما برخی از کسانی که داخل منزل بودند عبارتند از:
1- حضرت علی (ع).
2- حضرت فاطمه زهرا (س)
3- امام حسن (ع)
4- امام حسین (ع)
5- زبیر(تاریخ طبری، ج 2، ص 443)
6- طلحه(همان مدرک)
7- ثابت بن قیس (شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 50)
8- سعد بن ابی وقاص(همان مدرک)
9- مقداد(همان مدرک)
10- سلمان (کتاب سلیم، ج 2 ، ص 580).
11- ابوذر(همان مدرک)
12- عباس بن عبدالمطلب(الامامة و السیاسة، ج 1، ص 11)
13- اکثر بنی هاشم، ابن ابی الحدید یکمرتبه گفته جمهور هاشمیین و سادات داخل خانه بودند(شرح نهج البلاغه، ج 6 ، ص 48) و یکمرتبه گفته مردمی از بنی هاشم داخل خانه بودند(شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 56).
بهرحال جای این سؤال باقی است که حکومتی که مشروعیتی نداشت و هنوز عده زیادی با آن بیعت نکرده بودند چگونه حق داشت خانه وحی را به آتش کشد، انسانهای بی گناه بلکه معصوم را بکشد و عده ای را تهدید و مورد شکنجه و ضرب و شتم قرار دهد؟ و چگونه عده ای اینگونه حکومتی را جانشین حکومت رسول خدا(ص) می دانند؟ امیرالمومنین علیه السلام خلیفه و جانشین حکومت رسول خدا است که می گوید: اگر همه دنیا را به من بدهند در برابر آنکه به مورچه ای ستم کنم هرگز نخواهم پذیرفت.
اولین کسی که با خلیفه اول بیعت کرد؟
به گزارش شیعه آنلاین، طی چند روز اخیر پیامکی با مضمون تهدید و به خطر افتادن حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در دمشق پایتخت سوریه در میان مشترکان اپراتورهای تلفن های همراه منتشر و بطور گسترده پخش شد.
ناگفته نماند این پیامک و چندین پیامک مشابه دیگر طی یک سال اخیر، هر از چند مدت یک بار به طور گسترده منتشر شده و هر بار یا مضمون پیامک بطور کامل تکذیب شده و یا گاهی اعلام شده که به گونه ای دیگر بوده است.
پس از انتشار جدید ترین پیامک درباره به خطر افتادن حرم حضرت رقیه سلام الله علیها، یکی از مسئولان و متولیان این آستان مقدس با سایت شیعه آنلاین تماس گرفته و ضمن تکذیب مضمون پیامک اخیر، پشت پرده و علت انتشار این گونه پیامک ها را عنوان کرد.
این عضو آستان مقدس حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در این باره گفت: هر از چند گاهی یک بار پیامکی با مضمون تهدید و یا به خطر افتادن حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در میان مردم به طور گسترده منتشر می شود. تا به حال منبع اصلی ساخت و انتشار این پیامک ها مشخص نشده اما به نظر می رسد وهابیون دست به چنین اقدامی می زنند.
وی در مورد علت ساخت و انتشار این پیامک ها گفت: حرم حضرت رقیه سلام الله علیها تنها حرم مطهری است که در خارج از خاک جمهوری اسلامی ایران به طور کامل توسط گروهی ایرانی اداره می شود و در واقع ایرانیان متولی آن هستند و دست اندرکاران آستان مقدس به شمار می روند.
این عضو آستان مقدس حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در ادامه افزود: بدون شک وهابیون از اداره شدن آستان مقدس حرم حضرت رقیه سلام الله علیها توسط ایرانیان ناراحت و ناراضی هستند و مایلند که مدیریت این مکان از دست ایرانیان خارج شود از همین رو هر از چند گاهی چنین پیامک هایی را ساخته و به طور گسترده منتشر می کنند تا به افکار عمومی القاء کنند که به خطر افتادن حرم حضرت رقیه سلام الله علیها بخاطر ضعف در مدیریت است لذا باید دست اندرکاران و متولیان آن تغییر یابند.
وی در پایان گفت: به رغم وضعیت نسبتا نامناسب امنیت دمشق، اما زائران و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و دلباختگان این بانوی سه ساله همچنان به زیارت حرم حضرت رقیه سلام الله علیها می روند و آستان مقدس هم مانند گذشته و به طور طبیعی برنامه های فرهنگی خود را دنبال و برگزار می کند. این مسأله موجب خشم وهابیون شده است.






